عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
505
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
در روزه پيوست و در نيمهء روز بى طاقت شد ، چنانك بيهوش گشت . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم چون او را چنان رنجور ديد ، گفت چه رسيد ترا ؟ ابو قيس قصهء خويش بگفت ، رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پارهء در گرفت ، در حال آيت آمد - وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا - اى اللّيل كله . حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ - الآيه . تفسير اين مصطفى ع عدى حاتم را در آموخت گفت - « صلّ كذا و كذا و صم فاذا غابت الشمس فكل و اشرب حتى يتبيّن لكم الخيط الأبيض من الخيط الاسود ، عدى حاتم گفت - چون اين از مصطفى بشنيدم فراز گرفتم يك رشتهء سپيد و ديگرى سياه ، و بوقت صبح در آن مينگرستم و هيچ بر من روشن نمىشد ، آن گه با رسول بگفت كه من چه كردم ، رسول بخنديد گفت - « يا ابن حاتم انّك لعريض القفا » قال ابو سليمان الخطابى - هذا يتأوّل على وجهين : - احدهما ان يكون كناية عن الغباوة و سلامة الصدر ، و الثانى انه اراد انك غليظ الرقبة وافر اللحم ، لان من اكل بعد الصبح لم ينهكه الصوم ، و لم يبن له اثر فيه ، ثم قال : - « يا ابن حاتم انما ذاك بياض النهار من سواد الليل » اى پسر حاتم آن رشتهء سپيد و سياه مثلى است تاريكى شب و روشنايى روز را ، نبينى كه در عقب گفت : - مِنَ الْفَجْرِ فجر ناميست اول بامداد را كه نفس صبح بشكافد از شب ، و در خبر مىآيد كه « الفجر فجران : - فجر يحرم فيه الطعام و تحلّ فيه الصّلاة ، و فجر تحرم فيه الصّلاة ، و يحل فيه الطعام » فجر دواند ، فجر صادق ، فجر كاذب ، اول فجر كاذب پديد آيد سپيدى از مشرق ظاهر شود و ارتفاع گيرد مانند عمودى ، و چندانك ربع آسمان طول آن بركشد ، و عرب آن را - ذنب السرحان - گويند ، و به قدر دو ساعت كه از شب مانده باشد اين فجر كاذب بپايد ، آن گه اندك اندك باز مىشود و در افق تاريكى مىافزايد ، پس از ميان ظلمت فجر صادق سر بر زند ، سرخى باشد كه بعرض افق باز مىافتد بتدريج ، مصطفى ع ازينجا گفت - « ليس الفجر بالابيض المستطيل و لكنه الاحمر المعترض » چون اين فجر صادق آغاز كند طعام خوردن بر روزه دار حرام شود ، و وقت نماز در آيد ، چنانك در خبر گفتيم . و بنده بايد كه در آن وقت بيدار باشد ، كه آن وقتى عزيز است و ساعتى بزرگوار ، و رب العالمين